ماراتن دو هفتهای شورش تروریستی ترامپ علیه ایران، در سایه جنگ و تهدید به نحوی با حضور دهها میلیونی مردم ایران پایان یافت که آلون مزراحی، نویسنده یهودی در توییت خود اینگونه نوشت:
برنده بزرگ در ژئوپلیتیک این هفته که در ماه آینده ۸۶ساله خواهد شد، بزرگترین سیطره و براندازی خارجی دشمن در تاریخ جدید ایران را شکست داد و او مأموریت و وظایف خود را به شکل طبیعی و عادی مانند اینکه چیزی اتفاق نیفتاده است، انجام میدهد.
وی با انتشار این توییت و تصویری از رهبر معظم انقلاب به این شکست بزرگ اعتراف میکند، این در حالی است که گستردهترین جنگ روانی و ارعاب رسانهای و میدانی و تروریستی را در این دو هفته شاهد بودیم و به قول رهبر معظم انقلاب، ترامپ شخصاً به میدان آمده بود تا خط و نشان و عربدههایش باورپذیر باشد.
داستان این است که دستگاههای سیاست خارجی رژیم امریکا با همه توان در حال تلاش همزمان در بسیاری از عرصههای جهانی و منطقهای و به ویژه ساماندهی زیرساختهای قدرت هژمونیک در جهان نیز هستند. دزدان دریایی مادورو را ربایش میکنند و رئیس سیا، برای مذاکرات نفتی با خانم رودریگز به کاراکاس رفته و بقیه پروندههای کشورهای کوبا، کلمبیا و مکزیک نیز در دستور کار چماقداری بینالمللی است.
گرینلند و طمع سیطره، با نام نیاز امنیت ملی و در واقع اشتهای غارت منابع گوناگون انرژی و معادن مواد نادر، تنش با اروپا را به سمت نوعی مواجهه و صفبندی جدید در دو سوی آتلانتیک به پیش میبرد.
نمایش صلحسازی مجرمانه در غزه و سوریه در حال اجراست. دوم برام به اقلیم کردستان عراق رفته تا پرونده شرق فلات سوریه با بارزانی گره بخورد و مقدمات کریدور صهیونی داوود مهیا شود و برای مقاومت در لبنان و استحکام راهبردی حزبالله در حال چارهجویی هستند. برای مهار چین و روسیه و به ویژه در آبراه ژئواستراتژیک دریای سرخ و اقیانوس هند و بابالمندب، در حال بازچینش پایگاهی و تقویت امکانات نظامی و تسلیحاتی و مأموریتهای ارتقایافته سنتکام و جابهجاییهای زیادی که ناشی از قدرت و شعاع پاسخ ایران به عربده تهدیدات ترامپ هستند. با اینکه در سند دکترین جدید ترامپ، سعی دارند چین و روسیه را از جایگاه تهدید تنزل دهند و در جایگاه رقیب و شریک معرفی کنند، ولی اغلب این تحرکات در غرب آسیا و حوزههای اقیانوس هند و شرق آفریقا و دریای سرخ به سازههای مهار و مدیریت راهبردی چین و روسیه در عرصه جهانی مرتبط هستند.
ماجرای اوکراین و طرح صلح فریب ترامپ، راه به جایی نبرده است و اروپا قصد ندارد قربانی برنامههای ترامپ شود، بنابراین این پرونده کماکان به عنوان یک وضعیت اضطراری و نظامی مستمر برای امریکا و اروپا فعال است. در چنین شرایطی ترامپ با ارزیابی و برآوردهای جدید رژیمصهیونیستی و امریکا، مبنی بر اینکه ایران محور اصلی تحولات در جبهه مقاومت است و بدون مهار و فرسایش آن نمیتوان در یمن، لبنان و عراق دستاورد راهبردی ثبت کرد، وارد یک نمایش تهدید و پروژه تروریستی شدهاند.
با اینکه شورش تروریستی را باید به نوعی ادامه جنگ شکستخورده ۱۲روزه دانست، ولی ترامپ برای رویکردهای دیکتاتوری جهانی خود حاضر نیست وارد یک قمار نظامی با چشمانداز نامعلوم و پرهزینه شود، بنابراین، این پروژه تروریستی فقط در سقف سایه جنگ طراحی شده بود تا در صورتی که در پایان ناآرامی گسترده و ناتوانی ملی در ایران، نیاز به اقدام محدودی داشت، وارد شوند. این طراحی جدید نوعی کمهزینگی برای تسلیمپذیرکردن ایران و بلعیدن آن بود، ولی سه عنصر، راهبری حکیمانه مقام معظم رهبری، تلاش هوشمندانه دستگاههای مختلف و شاهکار بصیرت عمیق جامعه ایرانی در ۲۲دی ماه، کمر این فتنه تروریستی را شکست. رسوایی این شکست بزرگ در فتنه تروریستی در سایه ارعاب و چماقداری رئیسجمهور امریکا پایان ماجرا نیست و سفر دستپاچه رئیس موساد به امریکا برای تنفس مصنوعی دادن به بقایای هستههای تروریستی و مهمتر از آن، اینکه نشان دهند در حال آمادهسازی و برطرف کردن نقاط ضعف نظامی در اسرائیل و امریکا و همکاران منطقهای برای حمله نظامی مجدد هستند. این به آن معناست که نمایش سایه جنگ، تنها کارت بازی باقیمانده در این مرحله است. تعقیب و پیگرد مجرمان خارجی در همه عرصهها، راهبرد منفعلسازی برای هزینههای سیاست چماقداری بینالمللی امریکا و رژیمصهیونیستی است که باید در مسیرهای عملی و با سرعت به اجرا درآید. وحدت ملی و استحکام بخشیدن به آن از طریق فعال ماندن همه دستگاهها و تحت راهبری مقام معظم رهبری، سه رکن اصلی قدرت در ایران است که باید از آن پاسداری کرد.